افشین قطبی: یکی مثل قلعه نوعی، یکی مثل دایی
وقتی پرسپولیس قهرمان لیگ برتر شد، این وبلاگ هم در اوایل راه خود قرار داشت. همان موقع در مطلبی نوشتم که افشین تو رو خدا از پرسپولیس برو . البته به دلیل مهاجرت از این وبلاگ و بازگشت دوباره به آن، بعضی از مطالب قدیمی از بین رفتند ( در نتیجه نمی توانم به آن مطلب لینک بدهم ). در آن مطلب نوشتم که با تمام احترامی که برای افشین قطبی قائلم و با تمام وجود دوستش دارم ولی ترجیح می دهم که برود. وقتی آن مطلب را نوشتم یکی از خوانندگان وبلاگ به شدت به من اعتراض کرد و من را برای نوشتن آن مطلب بی رحم خواند. ولی اکنون بعد از گذشت چند ماه و رفت و برگشت قطبی، حالا پیش بینی من در آن مطلب درست از آب درآمده است.

آنجا نوشتم که اگر بمانی، این فوتبال بی رحم تو را له خواهد کرد. تو را از بین خواهد برد. و یا تو هم می شوی جزئی این فوتبال بی رحم و بی ادب. یکی مثل قلعه نوعی یکی مثل دایی. دقیقا همان گونه شد که فکر می کردم. افشین قطبی در پایان هفته چهارم ( یعنی کمتر از یک هشتم فصل ) بعد از دست دادن پیروزی در زمین خودی، شد یکی از مربیان ایرانی. مربی که تقصیر را به گردن عالم و آدم می اندازند تا خود را از دایره متهمان خارج کنند. این همان افشین قطبی است که فصل قبل به همه درس ادب و اخلاق می داد. همان که در اواخر فصل قبل و با وجود تمام محدودیتها و اذیت ها هیچ گاه چنین صحبت نکرده بود. تنها چیزی که از او می شنیدیم این بود که حتی اگر بازیکنان بد کار کنند مسوولیت شکستها با من است. ولی مطمئن باشید با دل شیر به سوی قهرمانی حرکت می کنیم. اما امسال قضیه چیز دیگری است. قطبی این بار برای فصل جدید عبارت دل ببر را اختراع کرده است. ولی همه شیر را سلطان جنگل می دانند نه ببر را . این یعنی پسرفت. این گونه شد که به نظرم رسید مطلبی بنویسم با عنوان افشین قطبی : یکی مثل قلعه نوعی، یکی مثل دایی. ببر که با شیر قابل مقایسه نیست. افشین خودت باش.




