اگر مي خواهيد مطالب اين وبلاگ را به سادگي و در سريعترين شكل ممكن مطالعه كنيد بهتر است با كليك روي آيكون سمت راست و يا با وارد كردن پست الكترونيكي خود در كادر زير مشترك اين وبلاگ شويد

  ǐ



بايگاني مطالب ‘اجتماعي’ موضوع

چرا همدیگر را می دریم؟

نوشته شده توسط یک علیرضا در آبان ۱۶م, ۱۳۸۷ | در موضوع: اجتماعي, اقتصادي

تا به حال به این نکته فکر کرده اید که چرا ما مردم ایران بر خلاف یک خصلت بسیار پسندیده که همانا مهمان نوازی است، با خودیها به بدترین شکل ممکن رفتار می کنیم. چرا مردم ما در مشکلات و سختیهای دیگران، در زمانی که باید به همنوعان خودمان، هم وطنان خودمان کمک کنیم، دقیقا در همان زمان به فکر سود بردن، به دست آوردن منفعت بیشتر، پیشرفت کردن و … می افتیم. این مساله از کدامین ارزش اخلاقی سرچشمه گرفته است؟  جمله الجار ثم الدار از کجا آمده است؟ کدامین مکتب اخلاقی نردبان قرار دادن دیگران را به منظور رسیدن به اهداف خود مجاز دانسته است ؟

وقتی پس از زلزله بم بعضی از دوستان ما برای کمک به آسیب دیدگان به این شهر رفتند، بیش از اینکه صحنه های کشتگان و مجروحان این حادثه آنها را متاثر کرده باشد، صحنه های دستها و انگشتهای بریده برایشان دردناک بود. دستها و انگشتانی که تنها جرمشان همراه داشتن قطعه ای طلا بود.

چند روز پیش وقتی اولین باران شدید و طولانی سال در تهران باریدن گرفت میدانهای شهر تهران بود که شاهد فریادهای دربست دربست رانندگان تاکسی ها شده بود و مردمی که خسته از کار روزانه روانه خانه هایشان بودند، ساعتها زیر باران ماندند تا شاید آن رانندگان تاکسی ها مقداری بیشتری عرق جبین بریزند و نان حلال تری به خانه ببرند. در همان روز چتری که در روزهای عادی ۲۵۰۰ تومان بیشتر  فروخته نمی شود، در میدان ونک ۱۵۰۰۰ تومان بود.

کم از این صحنه ها ندیده ایم. در جامعه ای که ادعای اخلاقی بودن می کند، گاهی ضداخلاقی ترین اتفاقات می افتد و کسی هم دم بر نمی آورد. کافی است زمزمه افزایش قیمت کالایی مثل بنزین به گوش برسد. نه اصلا بگذارید بگویم خبر افزایش ۷ درصدی حقوق کارمندان از ابتدای سال آینده چه تغییری در بازار ایجاد می کند و همان کارمندان بدون اینکه استفاده ای برده باشند بیشترین زیان را نیز متحمل می شوند.

قصورات مسوولان، در مشکلات جامعه بر هیچکس پوشیده نیست ولی کاش کمی هم به خودمان بیاندیشیم. ما چه نقشی در پیشبرد جامعه مان داشته ایم؟ باور کنیم هرگز نمی توانیم منتظر یک نفر باشیم که بیاید و تمام مشکلات ما برطرف کند. جامعه را بسازد. خودمان هم باید آستین همت را بالا بزنیم.



این بسته ها کی باز می شود؟

نوشته شده توسط یک علیرضا در مرداد ۲۵م, ۱۳۸۷ | در موضوع: اجتماعي

این روزها هر جا که می روی صحبت از یک بسته است. بسته آموزشی، بسته پیشنهادی، بسته امنیتی، بسته سیاسی، بسته اقتصادی، بسته اطلاعاتی، بسته … حتی وقتی می خواهی اخبار شبانگاهی را ببینی، گوینده اخبار با لحنی مضحک می گوید: سلام. با بسته خبری امشب در خدمت شما هستیم.

خدایا یعنی روزی این بسته های سربسته باز خواهد شد ؟



فرهنگ بی فرهنگی

نوشته شده توسط یک علیرضا در مرداد ۱۲م, ۱۳۸۷ | در موضوع: اجتماعي, عكس

من به این خاطر که ساکن کرج بودم و هستم و خواهم بود ! همیشه چه در دوران دانشجویی و چه الان که محل کارم تهران هست، از مترو برای رفت و آمد استفاده می کردم و میکنم. جدیدا صحنه هایی رو می بینم که حتی در اوایل افتتاح مترو هم دیده نمی شد. چند تا عکس از این صحنه ها گرفتم. بد نیست ببینید.