اندر احوالات ثبت نام آیلتس
توضیح: این داستان واقعی است.
سکانس ۱- نما داخلی، روز قبل از حادثه
آقای ۱: هی آقای ۲ چه نشسته ای که از فردا بعد از نماز ظهر و عصر ثبت نام آیلتس آغاز می گردد.
آقای ۲: نیک گفتی. آوخ من که پروندینه ( پروفایل ) نساخته ام
آقای ۱: بشتاب و بساز. باشد که رستگار شوی. عکس خود را نیز بالاگذاری ( آپلود ) کن. ان شاء الله تا فردا مقبول افتد.
سکانس ۲ - نما داخلی، روز حادثه - ( ثبت نام قرار است از ساعت ۱۴ طبق اعلام سازمان سنجش آغاز شود )
آقای ۲: هی آقای ۱ دیدی دست غدار روزگار با من چه کرد. عکس من هنوز مقبول درگاه سنجش قرار نگرفته در حالیکه ربع ساعت به آغاز ثبت نام باقیست
آقای ۱: بشتاب و یک پروندینه دیگر بساز یا عکست را دوباره بالا بفرست
آقای ۲: چه خوش گفتی. خداوندگار اجرت دهاد. دقیقه ای بیش نمانده و عکسم مقبول افتاد
آقای ۱: حال به هوش باش که جماعتی عظیم در کمین نشسته اند تا بدین وسیله از این مملکت رهایی یابند. باشد که مجال ثبت نام بیابیم.
سکانس ۳ - نما داخلی
آقای ۲: چرا اینگونه است ؟ دقایقی دیگر ساعتی از مجال ثبت نام سپری خواهد شد. پس چرا ثبت نام را نمی آغازند؟ تا به حال صفحه را ۷۴۵ بار باز چرخانی ( refresh ) کرده ام.
آقای ۱: شاید زمان را به ساعت قدیم نوشته اند ! در ساعت ۱۵ حتما شروع خواهد شد.
سکانس ۴ - نما داخلی
آقای ۱: یحتمل باتری ساعت مسوول وبگاه سنجش رو به زوال رفته است که اینگونه ما را چون چغندر در برابر رایانه میخ نموده است.
آقای ۲: کامپیوتر من دیگر حتی وبگاه سنجش را نیز نمی آورد چه رسد به ثبت نام. رایانه تو چطور؟
آقای ۱: بسی ساده ای گر بیانگاری که من با هویت واقعی خود می خواهم این امر خطیر را انجام دهم. من هویت عددی (آی پی) خویشتن را تغییر داده ام. بدین دلیل است که من به سادگی در سایت سنجش وول می خورم. راستی چه خبر از اعتبار اینترنتت ؟ (در این سازمان هر کسی با توجه به پستش محدودیت زمانی در دسترسی به اینترنت دارد)
آقای ۲: نمی دانم
آقای ۱: در این سگالم مبادا این قدر صفحه را بازچرخانی کنیم که مدت زمان دسترسی مان منقضی گردد !
سکانس ۵ - نما داخلی
آقای ۱: چه می کنی ؟
آقای ۲: تابناک می خوانم.
آقای ۱: دو ساعت از زمان موعود می گذرد و همچنان ثبت نام آغاز نگردیده. چه چاره ای بسازیم؟
آقای ۲: برویم خانه ؟
آقای ۱: نمی توانم . اینترنت گیر ( مودم ) رایانه منزل به … فنا رفته است. یا حالا یا هرگز ! حالیا بنگر که ثبت نام آغازید. بپر و ثبت نام کن.
سکانس پایانی ( آقای ۱ ثبت نام می کند ولی دسترسی آقای ۲ به اینترنت به محض refresh کردن مجدد به پایان می رسد)
آقای ۲: کم بادید ای مدیران من چای ( آی تی ) که اعتبارم سوت شد.
آقای ۱: در اندیشه مباش که من زنده ام. بیا و از اینجا نامت را بنویس. ان شاء الله به مدد خداوند تبارک و تعالی نمره حد نصاب را کسب کرده و از این مملکت گل و بلبل رهایی یابی.
تیتراژ پایانی
تشکر از خانواده محترم رجبی






