مردم ما به خاتمی نیازی ندارند

زمانی که خاتمی رئیس جمهور ایران بود، اصلاح طلبان به شدت در پی القای این مطلب به مردم بودند که تنها چیزی که ما نیازمند آن هستیم، توسعه سیاسی است. می گفتند که اگر موفق شویم به توسعه سیاسی دست پیدا کنیم، در تمام زمینه ها توسعه خواهیم یافت. همان زمان بحثهای زیادی در این مورد صورت گرفت. وقتی که اصلاح طلبان مشاهده کردند که توسعه سیاسی تنها بخشی از خواسته های مردم در یک جامعه مدنی است، و بعد از اینکه فهمیدند مردم به جز آزادی، گفتمان سیاسی و جامعه مدنی نیازهای دیگری هم دارند، بحث توسعه پایدار را مطرح کردند.

توسعه پایدار و توسعه همه جانبه تنها شعارهای زیبایی بودند. زیرا با وجود تکرار این شعارها مردم نه به آزادیهای سیاسی خود رسیدند و نه از نظر اقتصادی وضع بهتری پیدا کردند. البته همه می دانیم که وضعیت اقتصادی مردم در آن دوره بهتر از وضعیت فعلی بود. ولی دلیل آن قدرتمند بودن دولت اصلاحات از نظر عملکرد اقتصادی نبود. بلکه این برتری فقط در مقام مقایسه با شرایط فعلی است. یعنی دولت فعلی به قدری ضعیف کار کرده است که عملکرد دولت قبلی بهتر به نظر می رسد. در حال حاضر هم می دانیم که بزرگترین خواسته مردم، همانا خواسته های اقتصادی است. مردم حق دارند و باید بتوانند از نظر اقتصادی وضعیت مناسبی داشته باشند تا به مسائل دیگری چون آزادی و … بپردازند. از نظر اقتصادی به نظر نمی رسد چه خاتمی چه احمدی نژاد و چه هر کس دیگری بتواند این اقتصاد لگام گسیخته را مهار کند. سیستم اقتصادی ایران دچار بیماری شده است و دردش را هم اگر کسی بتواند درک کند، از درمانش عاجز است. پس از این منظر تفاوتی بین هر کسی که رئیس جمهور شود وجود ندارد. از منظر سیاسی اما قضیه متفاوت تر است. به شخصه از افکار احمدی نژاد و سیاستهای او دل خوشی ندارم. ولی یک ویژگی را در او بسیار می پسندم و آن اینکه احمدی نژاد مهمترین ویژگی یک سیاستمدار را که همانا قاطعیت باشد را داراست. این ویژگی را سالها در خاتمی ندیده ایم، چرا باید باز هم نبینیم؟ اگر قرار است نبینیم چرا باید بیاید؟ کسی که از همین الان ناز و کرشمه های خاص خود را برای آمدن یا نیامدن آغاز کرده است چگونه می خواهد دوباره آرای این مردم را به نفع خود در صندوقهای رای ببیند؟ رفتار فعلی خاتمی نمونه بارز ضرب المثل معروف پیش کشیدن با پا و پس زدن با دست است. آقای خاتمی اگر می بینید که سران اصلاح طلب به دنبال جلب نظر مثبت شما هستند نه برای شماست و نه برای اصلاحات. بلکه به این خاطر است که می پندارند شاید شما تنها کسی باشید که بتوانید از صافی های موجود عبور کنید و به مدد شما باز هم بتوانند به صحنه سیاست کشور وارد شوند. . وگرنه خودشان هم می دانند که شما همچون سالهای گذشته توانایی حرکت در خلاف جهت آب را ندارید. شما باید اول ساختار فکری خود را عوض کنید تا بتوانید در برابر ساختار حاکمیت بایستید.

در همين زمينه :



ارسال نظرات براي اين مطلب امكان پذير نمي باشد.